که در .....

اتفاق افتاده بود [گریه]

ماجرا از این قرار است که یه پسره می افته دنبالش دختره خیلی زیبا بوده 

[گریه] خیلی هم مومن [گریه] خیلی هم با شخصیت [گریه] اون جوانه ملعون میگه دوستت دارم عاشقتم ولی دختره بهش محل نمیذاره

تا این که چندین سال طول میکشه یه روز از قضای البته دختره بعد مدتی راضی میشه بهش میگه واقعا اگه این طوریه بیا با خانواده ام صحبت کن [گریه]

پسره هم میگه خب حالا شد پس بشی توی ماشین چند تا سوال وجواب با هم بکنیم دختره ساده لوح هم میشینه توی ماشینی که توسط اون پسره ملعون از قبل

دوربین کار گذاشته بوده [گریه] خدا می دونه چی بخوردش می کنه یا چیکارش میکنه بهش دست میزنه ولی اون دختره شاید هم به خاطر آبروش([عصبانی] حتی جیک هم نمیزنه )

فردا ش دوباره پسره میاد سر راهش میگه عزیزم واز این حرفا

دختره محل بهش نمیذاره

پسره یه سی دی بهش میده

میگه بره نگاه کنه در مورد خود دختره هست بعد دختره میره می بینه پسره از همه کثافت کاریاش فیلم برداری کرده

به دختره زنگ میزنه میگه اگه می خوای از سی دی ات برای پدر وتک تک اعضای فامیلت فرستاده نشه فردا باید بیای فلان منز ل نباید بری مدرسه ات [گریه]

بعد مجبور میشه بره )آخه مغزش هنگ کرده ترسیده حرچه اون ملعون گفته

به حرفش گوش میده آخه نمیدونه که پسره چون یک طرف قضیه پای آبروی خودشه

هیچ غلطی نمیکنه و بهترین راه همینه که به یکی از از عزیزترین های فامیلش پدرش

و مادرش بگه تا [عصبانی][گریه])

وقتی می ترسه کار بدتر میشه

میره دستور اون پسره ملعون رو اجرا میکنه میره منزلی که از قبل اون پسره ملعون

ودوستاش انواع دوربین کار گذاشته واز اون تاریخ به بعد دختر مومن و زیبای قصه مارا هرشب به یکی می فروشند صبح فیلمشو هم تحویل می گیرند [گریه]

چند وقت بعد فیلم سکسی دختر به طریقی در شهر پخش میشه تا اینکه به دست فامیل وخانوادش میرسه............وووووووووووووووو[گریه]

یکی از اعضا خانواده شکایت می کنه قاضی هم دختره رو محکوم می کنه

میگه دختره بدکارتون ببینین چند نفر رو به فساد کشیده [ناراحت][گریه][تعجب]

..........وووووووو

کاش از همون اول که فریب اون ملعون رو خورده بود

دیگه دیگه به اون ملعون جواب نمیداد وکارش به اونجا هم نمی رسید [گریه]......

وووووووووووووووو