صد بار بدی کردی ودیدی ثمرش را
نیکی چه بدی داشت که یکبار نکردی
صد بار بدی کردی ودیدی ثمرش را
نیکی چه بدی داشت که یکبار نکردی
مرگ درست زیباتر از زندگی نا درست
| اگه کسی تو رو ترک کرد و عاشقش بودی .. بدون که لیاقتت رو نداشته .. شکست خورده ی واقعی اوست که ترکت کرده چرا که از عشقت محروم و بی نصیب شده .. مطمئن باش یکی دیگه پیدا نمیشه که مثل تو دوستش داشته باشه و عاشقش بشه .. اگر لایق عشق بود .. عشق تو رو حفظ میکرد .. این حقیقتو فراموش نکن .. حالا چه کار کنی که فراموشش کنی!؟ تمام صفات بدشو .. ضعفاشو .. اذیت و آزارهاشو بارها و بارها بنویس و بخونش فریاد بزن .. اشک بریز.. ناله کن و .. بعد بندازش توی آب !! اینجوری دردهاتم برون ریزی میشن .. حالا به اندازه ی کافی خاطراتتو ورق زدی .. اشک ریختی .. دیگه بسه .. دیگه زندگی کن ! بابا لیاقت نداشته !! چرا متوجه نیستی !؟؟ هرچی ازش به یادگار داریو بریز تو ظرف آشغال ! بیست و یک روز فرصت داری تا زندگیتو یه تغییر کلی بدی .. پس سعی کن این تغییرات مثبت باشه .. موزیک غمگین گوش نده .. از آدمهای افسرده فاصله بگیر .. مسیر پیاده رویتو تغییر بده .. هرروز صبح و شب دوش بگیر .. رنگ و نوع لباستو عوض کن .. مثلا اگه بیشتر سفید می پوشیدی .. حالا بیشتر آبی بپوش ..رنگهای شاد بپوش .. سیاه رو بریز دور ..! از رنگهای شاد و موزیک شاد بیشتر لذت ببر .. بیشتر برو به طبیعت و از صدای پرندگان و اونچه خدا خلق کرده لذت ببر .. در زیباییهای خدا دقیق شو و تفکر کن .. منتظرش نباش .. برو یه هنر یاد بگیر .. مثل موسیقی .. یه رشته ی ورزشی انتخاب کن و ادامه ش بده .. سعی کن به این زودیها پنجره ی دلتو به روی هیچکس باز نکنی .. نفر بعدیو با قبلیه مقایسه نکن چون قبلا کور بودیو حالا بینا شدی!! یادت باشه تویی که عاشقی قیمت داری .. ارزش خودتو بدون .. خودتو دست کم نگیر .. این بار بهتر انتخاب کن .. دلت ارزشمند تر از اینه که به هر کسی اجازه ی ورود بدی .. وقتی میگیم این نشد یکی دیگه .. اسمش عشق نیست .. اسمش انتخاب جفته!! میدونی که کیا جفت انتخاب میکنن !؟ تو انسانی ..روح خدا و عشق در تو دمیده شده .. حیوان ناطق که نیستی .. هستی؟؟!! |
هردو می بافتیم
من برایش عشق و
او برایم دروغ
همه چی
تمام
والسلام
درآسیای هستی آدم به سان گندم
صد سال دیگه آرد است
مجموع و کل مردم
رفیقان جمع شوید دور وبر من
ببرّید کوه غم از پیکر من
خدایا بالاخره اونیکه از توی وبلاگا پیدا کردم
نفهمیدم کجا رفت خدایا بهش بفهمون
که در .....
اتفاق افتاده بود [گریه]
ماجرا از این قرار است که یه پسره می افته دنبالش دختره خیلی زیبا بوده
[گریه] خیلی هم مومن [گریه] خیلی هم با شخصیت [گریه] اون جوانه ملعون میگه دوستت دارم عاشقتم ولی دختره بهش محل نمیذاره
تا این که چندین سال طول میکشه یه روز از قضای البته دختره بعد مدتی راضی میشه بهش میگه واقعا اگه این طوریه بیا با خانواده ام صحبت کن [گریه]
پسره هم میگه خب حالا شد پس بشی توی ماشین چند تا سوال وجواب با هم بکنیم دختره ساده لوح هم میشینه توی ماشینی که توسط اون پسره ملعون از قبل
دوربین کار گذاشته بوده [گریه] خدا می دونه چی بخوردش می کنه یا چیکارش میکنه بهش دست میزنه ولی اون دختره شاید هم به خاطر آبروش([عصبانی] حتی جیک هم نمیزنه )
فردا ش دوباره پسره میاد سر راهش میگه عزیزم واز این حرفا
دختره محل بهش نمیذاره
پسره یه سی دی بهش میده
میگه بره نگاه کنه در مورد خود دختره هست بعد دختره میره می بینه پسره از همه کثافت کاریاش فیلم برداری کرده
به دختره زنگ میزنه میگه اگه می خوای از سی دی ات برای پدر وتک تک اعضای فامیلت فرستاده نشه فردا باید بیای فلان منز ل نباید بری مدرسه ات [گریه]
بعد مجبور میشه بره )آخه مغزش هنگ کرده ترسیده حرچه اون ملعون گفته
به حرفش گوش میده آخه نمیدونه که پسره چون یک طرف قضیه پای آبروی خودشه
هیچ غلطی نمیکنه و بهترین راه همینه که به یکی از از عزیزترین های فامیلش پدرش
و مادرش بگه تا [عصبانی][گریه])
وقتی می ترسه کار بدتر میشه
میره دستور اون پسره ملعون رو اجرا میکنه میره منزلی که از قبل اون پسره ملعون
ودوستاش انواع دوربین کار گذاشته واز اون تاریخ به بعد دختر مومن و زیبای قصه مارا هرشب به یکی می فروشند صبح فیلمشو هم تحویل می گیرند [گریه]
چند وقت بعد فیلم سکسی دختر به طریقی در شهر پخش میشه تا اینکه به دست فامیل وخانوادش میرسه............وووووووووووووووو[گریه]
یکی از اعضا خانواده شکایت می کنه قاضی هم دختره رو محکوم می کنه
میگه دختره بدکارتون ببینین چند نفر رو به فساد کشیده [ناراحت][گریه][تعجب]
..........وووووووو
کاش از همون اول که فریب اون ملعون رو خورده بود
دیگه دیگه به اون ملعون جواب نمیداد وکارش به اونجا هم نمی رسید [گریه]......
وووووووووووووووو